در دنیای امروز، صنعت حمل و نقل و تجارت بدون وجود مقیاسها و واحدهای اندازهگیری دقیق برای وزن، مسافت و سرعت، عملاً فلج خواهد شد. اما این واحدها از چه دورهای و چگونه به وجود آمدهاند؟ ریشه نیاز بشر به این واحدها کجاست؟ در این نوشتار، به طور خلاصه به روند شکلگیری واحد اندازه گیری مسافت و سرعت در ایران باستان میپردازیم.
نیاز به واحدهای اندازهگیری:
با آغاز تمدن و داد و ستد، انسان دریافت که برای مقایسه و مبادله کالا، به واحدهای سنجش ثابتی نیاز دارد. برای مثال، لازم بود تا طول و عرض زمینها، بلندی بناها، مسافت بین شهرها و وزن کالاها به طور دقیق اندازهگیری شود.
اولین واحدهای اندازهگیری:
در ابتدای امر، انسان از سادهترین ابزار در دسترس خود، یعنی دست و پایش، برای اندازهگیری استفاده میکرد. برای طولهای کوتاه، از واحدهایی مانند وجب (فاصله بین نوک انگشت شست تا انتهای انگشت کوچک) و کف پا (فوت) استفاده میشد. برای اندازهگیری اشیاء کوچکتر، از عرض انگشتان و در ایران باستان، از واحد بند انگشت نیز استفاده میشد.
برای اندازهگیری طولهای بیشتر، از فاصله بین آرنج تا نوک انگشتان استفاده میشد که به آن ارَج یا ارَش میگفتند. از ارج برای اندازهگیری قطر درختان و از قدم برای اندازهگیری طول و عرض مزارع استفاده میشد.
واحدهای اندازهگیری در ایران باستان:
اطلاعات دقیقی از واحدهای اندازهگیری در ایران باستان در دست نیست، چرا که این واحدها در طول زمان و با توجه به زبان و منطقه مورد استفاده، تغییر میکردند. همچنین، بسیاری از این واحدها بر مبنای طول دست یا گام افراد تعریف میشدند که در افراد مختلف، متفاوت بود. با این وجود، با استفاده از واحدهای اندازهگیری متریک، میتوان با برخی از واحدهای کهن آشنا شد:
- ذرع یا گز: معادل 104 تا 110 سانتیمتر. هر دو ذراع یا ارج، یک ذرع میشد و هر ذرع معادل 16 گره بود.
- ارش یا ارَج یا ذراع: 52 تا 55 سانتیمتر. بیشتر بناهای سنگی دوران هخامنشی با این مقیاس ساخته شدهاند.
- چارک: معادل یک چهارم گز، حدود 26 سانتیمتر. چارک در تمامی اوزان و طولها به عنوان یک چهارم به کار میرفت.
- گره: 5.5 تا 5.6 سانتیمتر.
- بهر: نصف گره، معادل 7.2 تا 8.2 سانتیمتر.
- وجب: بیشتر به عنوان معیاری عرفی و نه واحد رسمی استفاده میشد.
- بند: واحد طول دیگری که به تازگی توسط باستانشناسان کشف شده و هنوز نامی برای آن تعیین نشده است. این واحد حدود 3 میلیمتر بوده و میتوان گفت که یک دهم بهر، معادل دو و هشت دهم میلیمتر بوده است.
- فرسخ: معادل 6000 ذرع (حدود 6 کیلومتر).
- جریب: این واحد سطح از آرامیان به ساسانیان وارد شد و بعد از حمله اعراب، به فرهنگ آنها نیز راه یافت. هر جریب معادل زمینی به طول و عرض 60 ذراع، معادل 3600 ذراع مربع بود. با توجه به اینکه هر ذراع 55 سانتیمتر بود، هر جریب مساحتی مربع شکل به طول و عرض 33 متر بود. از این رو، میتوان گفت هر جریب معادل زمینی به مساحت تقریبی 1000 متر مربع بود، ولی در برخی اسناد تا 1100 متر نیز ذکر شده است.
- قصبه: هر قصبه، زمینی به مساحت 100 متر مربع را شامل میشد. 10 قصبه برابر با 1 جریب بود.
در دنیای امروز، صنعت حمل و نقل و تجارت بدون وجود مقیاسها و واحدهای اندازهگیری دقیق برای وزن، مسافت و سرعت، عملاً فلج خواهد شد. اما این واحدها از چه دورهای و چگونه به وجود آمدهاند؟ ریشه نیاز بشر به این واحدها کجاست؟ در این نوشتار، به طور خلاصه به روند شکلگیری واحد اندازه گیری مسافت و سرعت در ایران باستان میپردازیم.
نیاز به واحدهای اندازهگیری:
با آغاز تمدن و داد و ستد، انسان دریافت که برای مقایسه و مبادله کالا، به واحدهای سنجش ثابتی نیاز دارد. برای مثال، لازم بود تا طول و عرض زمینها، بلندی بناها، مسافت بین شهرها و وزن کالاها به طور دقیق اندازهگیری شود.
اولین واحدهای اندازهگیری:
در ابتدای امر، انسان از سادهترین ابزار در دسترس خود، یعنی دست و پایش، برای اندازهگیری استفاده میکرد. برای طولهای کوتاه، از واحدهایی مانند وجب (فاصله بین نوک انگشت شست تا انتهای انگشت کوچک) و کف پا (فوت) استفاده میشد. برای اندازهگیری اشیاء کوچکتر، از عرض انگشتان و در ایران باستان، از واحد بند انگشت نیز استفاده میشد.
برای اندازهگیری طولهای بیشتر، از فاصله بین آرنج تا نوک انگشتان استفاده میشد که به آن ارَج یا ارَش میگفتند. از ارج برای اندازهگیری قطر درختان و از قدم برای اندازهگیری طول و عرض مزارع استفاده میشد.
واحدهای اندازهگیری در ایران باستان:
اطلاعات دقیقی از واحدهای اندازهگیری در ایران باستان در دست نیست، چرا که این واحدها در طول زمان و با توجه به زبان و منطقه مورد استفاده، تغییر میکردند. همچنین، بسیاری از این واحدها بر مبنای طول دست یا گام افراد تعریف میشدند که در افراد مختلف، متفاوت بود. با این وجود، با استفاده از واحدهای اندازهگیری متریک، میتوان با برخی از واحدهای کهن آشنا شد:
- ذرع یا گز: معادل 104 تا 110 سانتیمتر. هر دو ذراع یا ارج، یک ذرع میشد و هر ذرع معادل 16 گره بود.
- ارش یا ارَج یا ذراع: 52 تا 55 سانتیمتر. بیشتر بناهای سنگی دوران هخامنشی با این مقیاس ساخته شدهاند.
- چارک: معادل یک چهارم گز، حدود 26 سانتیمتر. چارک در تمامی اوزان و طولها به عنوان یک چهارم به کار میرفت.
- گره: 5.5 تا 5.6 سانتیمتر.
- بهر: نصف گره، معادل 7.2 تا 8.2 سانتیمتر.
- وجب: بیشتر به عنوان معیاری عرفی و نه واحد رسمی استفاده میشد.
- بند: واحد طول دیگری که به تازگی توسط باستانشناسان کشف شده و هنوز نامی برای آن تعیین نشده است. این واحد حدود 3 میلیمتر بوده و میتوان گفت که یک دهم بهر، معادل دو و هشت دهم میلیمتر بوده است.
- فرسخ: معادل 6000 ذرع (حدود 6 کیلومتر).
- جریب: این واحد سطح از آرامیان به ساسانیان وارد شد و بعد از حمله اعراب، به فرهنگ آنها نیز راه یافت. هر جریب معادل زمینی به طول و عرض 60 ذراع، معادل 3600 ذراع مربع بود. با توجه به اینکه هر ذراع 55 سانتیمتر بود، هر جریب مساحتی مربع شکل به طول و عرض 33 متر بود. از این رو، میتوان گفت هر جریب معادل زمینی به مساحت تقریبی 1000 متر مربع بود، ولی در برخی اسناد تا 1100 متر نیز ذکر شده است.
- قصبه: هر قصبه، زمینی به مساحت 100 متر مربع را شامل میشد. 10 قصبه برابر با 1 جریب بود.

همه چیز درباره کربوکسی تراپی